ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )

785

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى )

را راه نيست . زيرا كه دل خزانهء حقّ است و آسمان صفت است ، اينها را بر آنجا راه نيست : وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ . ( 1 ) و طور دوم را از دل قلب خوانند ، و آن معدن ايمان است كه لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ ، ( 2 ) و محلّ نور عقل است لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها ، ( 3 ) و محلّ بينايى است أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ . ( 4 ) و طور سيّم شغاف است ، و آن محلّ عشق و محبّت است و شفقت بر خلق كه قَدْ شَغَفَها حُبًّا ، ( 5 ) و محبّت خلق از شغاف نگذرد . و طور چهارم را فؤاد گويند كه معدن مشاهده و محلّ رؤيت است : ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى . ( 6 ) و طور پنجم حبّة القلب گويند كه معدن محبّت حضرت الوهيت است ، و خاصّ آن را كه محبّت هيچ آفريده را در آن گنج نيست . و طور ششم سويدا گويند ، و معدن مكاشفات غيبى و علم لدنّى است ، و منبع حكمت و گنجينه خانهء اسرار الهى ، و محلّ علم اسما : وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ( 7 ) آن است ، و در وى علوم كشف شود كه ملائك از آن محرومند . اين ضعيف گويد ( رباعى ) : اى كرده غمت غارت هوش دل ما * درد تو شده خانه فروش دل ما سرّى كه مقدّسان از آن محرومند * عشق تو فرو گفت به گوش دل ما و طور هفتم مهجة القلب گويند ، و آن معدن ظهور انوار تجلّيات صفات الوهيت است ، و سرّ : وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ( 8 ) اين است كه اين نوع كرامت با هيچ نوع از انواع موجودات نكرده‌اند .

--> ( 1 ) الحجر : 17 ( 2 ) المجادلة : 22 ( 3 ) الحجّ : 46 ( 4 ) همان ( 5 ) يوسف : 30 ( 6 ) النجم : 11 ( 7 ) البقرة : 31 ( 8 ) الإسراء : 70